سلام دوستای خوبم

مرسی از متناتون من ی مدت نبودم بدلیل مشکلاتی

سعی میکنم جبران کنم ممنونم 



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 | 19:4 | نویسنده : خاطره |

بــــعـضــی وقــتـا آدم
عــجیـبــــ دلــش میــخـواد
یــکـی بــهــش گیـــر بـــده!
ازش بــپــرســه کــجـایــی؟؟
کــجــا میــری؟؟؟
کــی میـــای؟؟؟
زود بـــرو خــونــه !
رســیـدی زنـگــــ بـــزن !!
هـــوا ســـرده لــبـاس گـــرم
بـپـــوش !!
تـــا دیـــر وقــتــــ
بـــیـدار نــمـــون !!
حـــتـی بــاهاتــــ قهــرکـــنـه …
بــاهــاش قــهــر کــنــی…
نـــازت رو بــکـشـــه!!
نـــصـفــه شــبـی
بـهـتــــ اســـ امــــ اســـ بـــده…
بـــدونــی تــو بــی خــوابیــاشـــم
بــه یــادتـــه…
بـــایـد یـــکـــی بـــاشــه !!
نـــگـرانـتــــ بـــاشـــه !!
بـــایــد یـــکــی بـــاشــه !!
بـهـتــــ بــگـــه…
مــواظـبــــ خـــودت بــاش…
آدم هـــی مـــیخــواد بــه
روی خـــودش نـــیــاره…
هــی بـگـــه هــمیــنـجـــوری
خــیـلــیـــم خـــوبــه !!
ولــی یـــه وقتـــایی دیـگــه…
نـــمیـــشــه، دیـــگــه …
نــمیــتـونـــه!!
بـــعـضـــی وقـــتــا آدم حـس
میــکنــه مــیخــواد یـــه
حـــرفـایـی رو بـــشـنـــوه…
یــــه حـــسـایــی رو
تـــجــربــه کــنـــه!!
بعضـی وقــتــا
ادم دلـــش مــیـــخــاد
واســه یــکــی مــهــم بــاشــه …
ادمــــــــــــه دیــگــه
تـوحـصــارسیـــنــش دلـــــــــــــه



تاريخ : سه شنبه سیزدهم آبان 1393 | 17:16 | نویسنده : خاطره |

تولدم مباااااآااااااااااارک 



تاريخ : شنبه دهم آبان 1393 | 0:4 | نویسنده : خاطره |

The most beautiful thing in the morning when she Mvqs

زیبا ترین اتفاق صبح اون موقعس که

چشم باز کنی

بین تاریکی و روشنایی

حضور یارت رو حس کنی

آهسته دستش رو لمس کنی

نفس بکشی

و با خودت بگی من عاشق این بوی تنتم … !



تاريخ : سه شنبه بیست و دوم مهر 1393 | 15:11 | نویسنده : خاطره |

 

Forgive your past

هَمه پُزِ مُخاطبِ خاصِشونو میدَن مام گُفتیم پُزِشو بِدیم پَس:

_مُخاطب خاصِ مَن خیلی تَکه,اصلا تو دُنیا فَقَط یِدونَست

_چَندین بار رابِطَم باهاش بِهَم خورده اما با بُزرگواری مَنو بَخشیده

_هِزاران بار رَنجوندَمِش اما هیچی بِهِم نَگُفته

_هَر وَقت اِراده کُنَم دَر دَسترِسه

_هَمیشه هَم بِهِش گُفتَم :

اَزَت مَــمـــنونَم کــه تو مُخـــاطــبِ خـــاصِّ مَنــی خُــــــــدا جـــــــــــون



تاريخ : پنجشنبه دهم مهر 1393 | 12:6 | نویسنده : خاطره |

My mom has to say words

… پســـرم…

مامانت برای تو حرف هایی داره

حرف هایی که به درد روزهای عاشقیت میخوره…

عزیزدلم!

یک وقتهایی زن ِ رابطه بی حوصله و اخموست. روزهایی میرسه که بهونه میگیره.

بدقلقی میکنه و حتی اسمتو صدا میکنه و تو به جای جانم همیشگی میگی: \”بله!\”

و اون میزنه زیر گریه….

زن ها موجودات عجیبی هستند پسرم…

موجوداتی که میتونی با محبتت آرومشون کنی و یا با بی توجهیت از پا درشون بیاری…

باید برای اینجور وقتها آماده باشی. بلد باشی. باید یاد بگیری

که نازش را بکشی…

عزیزم. پسر مغرور و دوست داشتنی من!!! ناز کشیدن شاید کار مسخره ای به نظر برسه اما باید یاد بگیری….

زن ها به طرز عجیبی محتاج لحظه هایی هستن که نازشون خریدار داره…

میدونی؟

این ویژگی زنه، گاهی غصه ها مجبورش میکنن به گریه…! خیلی پاپی‌ دلیل گریه ش نشو…

همیشه نیازی نیست دنبال دلیل و چرا باشی تا بخوای راه حل نشونش بدی….

گاهی فقط باید بشنویش. بذاری توی بغلت گریه کنه و بعد فقط دستش را بگیری و ببریش بیرون پیاده روی

و بهش بگی که چقدر براش ارزش قائلی!

ازش تعریف کنی و باهاش حرف بزنی …یاد بگیر که با مردونگیت غصه هاشو آب کنی نه که از غصه آبش کنی…

اگر هم که پای فاصله درمیونه کافی هست نازش کنی .. بهش زنگ بزنی باهاش حرف بزنی… اگر بازم گریه کرد و آروم نشد دلسرد نشو .

باز هم صداش کن!!! عاشقانه صداش کن، حتی اگه واقعا خسته ای!!!!

بهت قول میدم درست اون لحظه ای که داری فکر میکنی این صدا کردنا … فایده ای نداره و نمیخواد حرف بزنه و میخواد تنها باشه.

برمیگرده طرفت و توی آغوشت خودشو رها میکنه و…

زن ها هیچ وقت این لحظه ها که پاش وایسادی رو فراموش نمیکنن

و همه انرژی که براش گذاشتی رو بهت برمیگردونن…

پسرم!!!! این روزها که مینویسم هنوز دخترکی هستم پر از آرزو ،

دخترکی که روزی زن میشود . . .



تاريخ : جمعه چهارم مهر 1393 | 21:18 | نویسنده : خاطره |

If someone did not love you with all Mhrbanyt

اگر کسی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت …

دلگیر مباش که نه تو گناهکاری نه او ……!!!

آنگاه که مهر می ‌ورزی مهربانیت تو را

زیباترین معصوم دنیا می‌کند …

پس خود را گناهکار مبین……

من عیسی نامی را میشناسم که

ده بیمار را در یکروز شفا داد …

و تنها یکی سپاسش گفت !!!

من خدایی میشناسم که ابر رحمتش به زمین و زمان باریده …

یکی سپاسش می گوید و هزاران نفر کفر…. !!!

پس مپندار بهتر از آنچه عیسی و خدایش را سپاس گفتند …

از تو برای مهربانیت قدردانی میکنند !!!

خوبی دلیل جاودانگی تو خواهد شد …

پس به راهت ادامه بده !!!



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 20:31 | نویسنده : خاطره |

If a woman.

اگه یه زن

تو رو اونقدر دوس داشته باشه که

از آرزوهاش بخاطرت بگذره،

از خدا یه عمر تازه بخواه!

یه عمر واسه خوشبخت کردنش خیلی کمه!



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 20:14 | نویسنده : خاطره |

 

Autumn is the

پاییز که می شود انگار از همیشه عاشق ترم وچشمانم همه جا

نقش دیدگان تورا جستجو می کند پاییز که می شود….

با باد تا افقی که چشمانت درآن درخشیدن گرفت:

پیش می روم….

و مقابلت به رقص درمی آیم…

پاییز که می شود بی قراری هایم را در باغچه کوچکی

می کارم و آرام آرام قطره های باران را

که روزهاست در دامنم جمع کردم

به باغچه می نوشانم میدانم تا آخر پاییز

تمام بی قراری هایم شکوفه خواهد داد…!



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 11:6 | نویسنده : خاطره |
 

I wish Adam would die size needs

کاش میـ ـشُد آدҐ گاهے بـ ـِه انَدازه نیاز بـ ـِمیرد !  بَعد بـ ـُلَند شود

آهستـہ آهستـہ خاڪ هایـ ـَش را بِتـ ـِڪانـב

اَگـ ـَر دِلَش خواست بَرگـ ـَردد بـ ـِه زِندِگے ؛

اگـ ـِر نـ ـَـہ بـ ـِخوابـَב تـ ـا اَبـــــــــد …!



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 10:27 | نویسنده : خاطره |
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس