The most beautiful thing in the morning when she Mvqs

زیبا ترین اتفاق صبح اون موقعس که

چشم باز کنی

بین تاریکی و روشنایی

حضور یارت رو حس کنی

آهسته دستش رو لمس کنی

نفس بکشی

و با خودت بگی من عاشق این بوی تنتم … !



تاريخ : سه شنبه بیست و دوم مهر 1393 | 15:11 | نویسنده : خاطره |

 

Forgive your past

هَمه پُزِ مُخاطبِ خاصِشونو میدَن مام گُفتیم پُزِشو بِدیم پَس:

_مُخاطب خاصِ مَن خیلی تَکه,اصلا تو دُنیا فَقَط یِدونَست

_چَندین بار رابِطَم باهاش بِهَم خورده اما با بُزرگواری مَنو بَخشیده

_هِزاران بار رَنجوندَمِش اما هیچی بِهِم نَگُفته

_هَر وَقت اِراده کُنَم دَر دَسترِسه

_هَمیشه هَم بِهِش گُفتَم :

اَزَت مَــمـــنونَم کــه تو مُخـــاطــبِ خـــاصِّ مَنــی خُــــــــدا جـــــــــــون



تاريخ : پنجشنبه دهم مهر 1393 | 12:6 | نویسنده : خاطره |

My mom has to say words

… پســـرم…

مامانت برای تو حرف هایی داره

حرف هایی که به درد روزهای عاشقیت میخوره…

عزیزدلم!

یک وقتهایی زن ِ رابطه بی حوصله و اخموست. روزهایی میرسه که بهونه میگیره.

بدقلقی میکنه و حتی اسمتو صدا میکنه و تو به جای جانم همیشگی میگی: \”بله!\”

و اون میزنه زیر گریه….

زن ها موجودات عجیبی هستند پسرم…

موجوداتی که میتونی با محبتت آرومشون کنی و یا با بی توجهیت از پا درشون بیاری…

باید برای اینجور وقتها آماده باشی. بلد باشی. باید یاد بگیری

که نازش را بکشی…

عزیزم. پسر مغرور و دوست داشتنی من!!! ناز کشیدن شاید کار مسخره ای به نظر برسه اما باید یاد بگیری….

زن ها به طرز عجیبی محتاج لحظه هایی هستن که نازشون خریدار داره…

میدونی؟

این ویژگی زنه، گاهی غصه ها مجبورش میکنن به گریه…! خیلی پاپی‌ دلیل گریه ش نشو…

همیشه نیازی نیست دنبال دلیل و چرا باشی تا بخوای راه حل نشونش بدی….

گاهی فقط باید بشنویش. بذاری توی بغلت گریه کنه و بعد فقط دستش را بگیری و ببریش بیرون پیاده روی

و بهش بگی که چقدر براش ارزش قائلی!

ازش تعریف کنی و باهاش حرف بزنی …یاد بگیر که با مردونگیت غصه هاشو آب کنی نه که از غصه آبش کنی…

اگر هم که پای فاصله درمیونه کافی هست نازش کنی .. بهش زنگ بزنی باهاش حرف بزنی… اگر بازم گریه کرد و آروم نشد دلسرد نشو .

باز هم صداش کن!!! عاشقانه صداش کن، حتی اگه واقعا خسته ای!!!!

بهت قول میدم درست اون لحظه ای که داری فکر میکنی این صدا کردنا … فایده ای نداره و نمیخواد حرف بزنه و میخواد تنها باشه.

برمیگرده طرفت و توی آغوشت خودشو رها میکنه و…

زن ها هیچ وقت این لحظه ها که پاش وایسادی رو فراموش نمیکنن

و همه انرژی که براش گذاشتی رو بهت برمیگردونن…

پسرم!!!! این روزها که مینویسم هنوز دخترکی هستم پر از آرزو ،

دخترکی که روزی زن میشود . . .



تاريخ : جمعه چهارم مهر 1393 | 21:18 | نویسنده : خاطره |

If someone did not love you with all Mhrbanyt

اگر کسی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت …

دلگیر مباش که نه تو گناهکاری نه او ……!!!

آنگاه که مهر می ‌ورزی مهربانیت تو را

زیباترین معصوم دنیا می‌کند …

پس خود را گناهکار مبین……

من عیسی نامی را میشناسم که

ده بیمار را در یکروز شفا داد …

و تنها یکی سپاسش گفت !!!

من خدایی میشناسم که ابر رحمتش به زمین و زمان باریده …

یکی سپاسش می گوید و هزاران نفر کفر…. !!!

پس مپندار بهتر از آنچه عیسی و خدایش را سپاس گفتند …

از تو برای مهربانیت قدردانی میکنند !!!

خوبی دلیل جاودانگی تو خواهد شد …

پس به راهت ادامه بده !!!



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 20:31 | نویسنده : خاطره |

If a woman.

اگه یه زن

تو رو اونقدر دوس داشته باشه که

از آرزوهاش بخاطرت بگذره،

از خدا یه عمر تازه بخواه!

یه عمر واسه خوشبخت کردنش خیلی کمه!



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 20:14 | نویسنده : خاطره |

 

Autumn is the

پاییز که می شود انگار از همیشه عاشق ترم وچشمانم همه جا

نقش دیدگان تورا جستجو می کند پاییز که می شود….

با باد تا افقی که چشمانت درآن درخشیدن گرفت:

پیش می روم….

و مقابلت به رقص درمی آیم…

پاییز که می شود بی قراری هایم را در باغچه کوچکی

می کارم و آرام آرام قطره های باران را

که روزهاست در دامنم جمع کردم

به باغچه می نوشانم میدانم تا آخر پاییز

تمام بی قراری هایم شکوفه خواهد داد…!



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 11:6 | نویسنده : خاطره |
 

I wish Adam would die size needs

کاش میـ ـشُد آدҐ گاهے بـ ـِه انَدازه نیاز بـ ـِمیرد !  بَعد بـ ـُلَند شود

آهستـہ آهستـہ خاڪ هایـ ـَش را بِتـ ـِڪانـב

اَگـ ـَر دِلَش خواست بَرگـ ـَردد بـ ـِه زِندِگے ؛

اگـ ـِر نـ ـَـہ بـ ـِخوابـَב تـ ـا اَبـــــــــد …!



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 10:27 | نویسنده : خاطره |

بسلامتے پسرے که وقتے בلت گرفته وבاغونی!
 
پشت تلفטּ ωـرش בاבوبیבاבمیکنے وتلفونو روش قطع میکنی...
 
امامیבونه اوטּ لحظه چقבر محتاجشی...
 
پشت ωـرهҐ زنگ میزنه تاآرومت کنه!
 
پسرے که وقتے ωـوارماشینشے تماҐ مבت בست راستش رو בستته
 
پسرے که چشاش وحشے ومغروره...
 
اماهرבفعه که میگه تاتهش هستم...
 
چشاش ازعشق برق میزنه...
 
پسرے که وقتے صبح بهش زنگ میزنے وهنوزخوابه!
 
باصבاے خواب آلوבش میگه جانم!
 
صבاے خواب آلوבش בیوونت میکنه!
 
پسرے که خاطرخواه کҐ نבاره اماوقتے باهات عهבرفاقت میبنבه
 
توبرنامش نفرسومے وجوב نבاره...
 
پسرے که براش مهҐ نیس جے اف בوستش ازتوخوشگلتره..
 
هربار زول میزنه توچشاتومیگه:
 
بخבاتوتکے בختر...
 
پسرے که בستاتو توבستاش میگیره حس امنیت وجوבنو پرمیکنه...
 
پسرے که وقتے لب בریاکنارش نشستے وسرتومیزارے روسینش
 
قلبش تنב تنב میزنه....
 
پسرے که وقتے میره مهمونه خونه فامیل
 
زنگ میزنه توحیاط نیҐ ωـاعت باهات حرف میزنه تابهت نشوטּ بבه
 
تونخ هیچکבوҐ ازבختراے تو مهمونے نیست...
 
پسرے که عاشقے بلבه...
 
پسرے که حرفے نمیزنه که نتونه بهش عمل کنه
 
اماهرحرفے زב پاش وایسته...
 
پسرے که تاتوخیابوטּ یکے بهت کج نگاه میکنه
 
בکورصورتشو عوض میکنه...
 
پسرے که بعב ے בعواے مفصل باهҐ آشتے کرבیטּ
 
ازش میپرسی:هنوزҐ בوسҐ בاری؟!
 
لبخنבمیزنه...בستشو בورگرבنت حلقه میکنه ومیگه:
 
عاشقتҐ به مولا...
 
پسرے که وقتے میگے آخ تماҐ تنش میلرزه که نکنه خارے به پات بره
 
پسرے که وقتے میبینه به בختراے בورو ورش حساسے وحساבت میکنے
 
בستتومیگیره وبهت میگه:בلت قرص باشه.
 
 بقرآטּ مטּ فقط مال خوבتم...


تاريخ : شنبه پانزدهم شهریور 1393 | 12:41 | نویسنده : خاطره |

دختر که باشی هزار بار هم که بگوید:

دوستت دارد!

باز خواهی پرسید:

دوستم داری؟!

و ته دلت همیشه خواهد لرزید!

دختر که باشی هر چقدر هم که زیبا باشی

نگران زیباتر هایی می شوی که شاید عاشقش شوند!

هر وقت که صدایت میکند: خوشگلم!

خدا را شکر میکنی که در نگاه او زیبایی!!

دست خودت نیست

دختر که باشی همه ی دیوانگی های عالم را بلدی!



 


تاريخ : یکشنبه نهم شهریور 1393 | 11:10 | نویسنده : خاطره |

 

Pain today.

בخـتــَــر ڪـ‌ﮧ بــآشے

میـבونـــے اَوّلــــیـטּ عِشــق زنـבگیـتــ پـــِבرتـــ‌ﮧ

בخـتــَــر ڪـ‌ﮧ بــآشے میـבونـــے مُحکــَم تــَریـטּ پَنــآهگــاه בنیــآ

آغــوشِـ گــَرمـِ پـــِבرتـــ‌ﮧ

בخـتــَــر ڪـ‌ﮧ بــآشے میـבونــے مــَرבانـــ‌ﮧ تـَریـטּ בستـــــے

ڪـ‌ﮧ مـیتونے تـ ـو בستـِـت بگیـــریو

בیگـ‌ﮧ اَز هـــیچے نَتــَرسے

בســــتاے گَرم وَ مِهـــــرَبون پـــِבرتـــ‌ﮧ

בخـتــَــر ڪـ‌ﮧ بــآشے میـבونــے هـَـــمـ‌ﮧ ے בنیــا پـבرتــﮧ

בخـتــَــر ڪـ‌ﮧ بــآشے میـבونــے

هَر ڪُـجاے בنیـا هَمـ بـــآشے

چــ‌ﮧ بـاشـ‌ﮧ چـــ‌ﮧ نَبــاشـﮧ

قَویتــریـטּ فِرشتــــ‌ﮧ ے نِگهبـــاטּ پـــِבرتـــ‌ﮧ



تاريخ : چهارشنبه پنجم شهریور 1393 | 19:44 | نویسنده : خاطره |
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس